خرید بک لینک

تازگیا یک کانال زدم برای چالش های بیست سالگی واقعا چرا ما دیر قبول میکنیم زندگی پر از چالشه و ما همیشه یادمون می‌ره در ادامه مسیر وقتی دیواری میاد سر راهمون اول میتونیم روحمون رو از دیوار عبور بدیم و گاهی رد بشیم حداقل بذاریم روحمون از دیوار بره اون طرف تر بذاریم روح آزاد باشه ما یادمون رفته اشکالی نداره اگر جامع نیستیم لینک کانال را میذازم اینجا همه بیست ساله ها حمایت کنید https://castbox.fm/va/5603456

برچسب: نویسنده: ایلیا پورعلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 20:00

امیر یه حرف خیلی خوبی زد حرفی که بقیه نزدن گفت که شاید این یه قابلیت خوب تو باشه و این خصوصیت تو هست که اینکارا می‌کنه بقیه میگن این شاخه و اون شاخه پریدن خوب نیست نمیدونم من آدم شاخه هام شاخه های زیادی هست که ندیدم اخه من پرنده ام و درخت نیستم فقط میدونم اینکه یک غریبه با این حرفش منو کمی آروم کرد.

برچسب: نویسنده: ایلیا پورعلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 20:00

تصمیم گرفتم کار نکنم و زیر بار هر کاری نرم تصمیم گرفتم بگم نه تصمیم گرفتم آدمایی سمی را دور نگه دارم و دوستام را حمایت کنم من اولش خیلی احساس سرشکستگی داشتم خیلی بود بعدش بهتر شد و باز احساس سرشکستگی برگشت چون همیشه فکر میکردم باید چیزی برای نشون دادن داشته باشم برای افتخار کردن حالا برمیگردم و میبنم خیلی خوب بود تا اینجای زندگیم فیلم خوبی بود درام، کمدی، کمدی، کمدی، اکشن، اکشن، مستند، اجتماعی زندگی من این بود تا اینجا .

برچسب: نویسنده: ایلیا پورعلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 20:00

از یه سنی به بعد دیگه وقت نمی کنید گریه کنید، دقیقا وسط کار، سر کلاس، همون موقع که داری تختت و مرتب میکنی، همونجایی که داری لباس میپوشی بری جایی یه تیکه از وجودت یواشکی درونت گریه می‌کنه و تموم میشه چون ادامه دادن تنها کاریه که میتونی بکنی... بعضی وقت‌ها هم اصلا اینجوری نیست، چند روز پشت سرهم گریه می‌کنی و می‌دونی بدی ماجرا اینه بقیه هم نمیفهن تو رو ... یاداشت یک زن خانه دار

برچسب: نویسنده: ایلیا پورعلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 20:00

gah گاه تنها نام یک فضا نیست. مسابقه بعد از هشت سال دوباره نوشتن را شروع کار کردم، گهگاهی این طرف و اون طرف روی هرچیزی می‌نوشم الان داخل نوت گوشیم مینویسم، زیاد هم مینویسم واقعیت از سال ۱۳۹۰ شروع کار کردم به نوشتن و از اون سال خاطراتم را دارم یک چیز عمیقی را متوجه شدم که ما چقدر نگاهمون در بزرگسالی به درد و غم متفاوته، بچه‌ها خیلی شور و شوق زندگی را دارند اما کمتر بزرگسالی را دیدم که این شور در چشماش برق بزنه ...من یکی از چیزهایی که دلم براش ممکنه پرپر بزنه دوچرخه سواری هست

برچسب: نویسنده: ایلیا پورعلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 20:00

صفحه بندی